Papyrus

بسم الله الرحمن الرحیم

Papyrus

بسم الله الرحمن الرحیم

Papyrus
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
نویسندگان
در ایام صدارت امیرکبیر روزی احتشام الدوله  عموی ناصرالدین شاه که والی بروجرد بود به تهران آمد و به حضور امیرکبیر رسید.

امیرکبیر از احتشام الدوله پرسید: وضع بروجرد چطور است؟

حاکم لرستان جواب داد: قربان اوضاع به قدری امن و امان است که گرگ و میش از یک جوی آب میخورند.

امیر برآشفت و گفت: من میخواهم مملکتی که من صدراعظمش هستم آنقدر امن و امان باشد که گرگی وجود نداشته باشد که در کنار میش آب بخورد. تو میگویی گرگ و میش از یک جوی آب میخورند؟
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ 02 Khordad 94 ، 11:06
سین الف میم
پسری با اخلاق و نیک سیرت اما فقیر به خواستگاری دختری رفت.

پدر دختر رو به پسر کرد و گفت: تو فقیری و دخترم طاقت رنج و سختی ندارد پس من به تو دختر نمیدهم.

چندی بعد پسری پولدار اما بدکردار به خواستگاری همان دختر رفت ، پدر دختر با ازدواج موافقت کرد و در مورد اخلاق پسر گفت : انشاءالله خدا او را هدایت میکند.

دختر گفت: پدر، مگر خدایی که هدایت میکند، با خدایی که روزی میدهد فرق دارد؟
۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ 02 Khordad 94 ، 11:02
سین الف میم
سمیناری برگزار شد و پنجاه نفر در آن حضور یافتند. سخنران به سخن گفتن مشغول بود و ناگاه سکوت کرد و به هر یک از حاضرین بادکنکی داد و تقاضا کرد با ماژیک روی آن اسم خود را بنویسند.سخنران بادکنک‌ها را جمع کرد و در اطاقی دیگر نهاد. سپس از حاضرین خواست که به اطاق دیگر بروند و هر یک بادکنکی را که نامش روی آن بود بیابد. همه باید ظرف پنج دقیقه بادکنک خود را بیابند.

همه دیوانه‌وار به جستجو پرداختند؛ یکدیگر را هُل می‌دادند؛ به یکدیگر برخورد می‌کردند و هرج و مرجی راه انداخته بودند که حد نداشت. مهلت به پایان رسید و هیچکس نتوانست بادکنک خود را بیابد.

بعد، از همه خواسته شد که هر یک بادکنکی را اتفاقی بردارد و آن را به کسی بدهد که نامش روی آن نوشته شده است.

در کمتر از پنج دقیقه همه به بادکنک خود دست یافتند.

سخنران ادامه داده گفت: «همین اتّفاق در زندگی ما می‌افتد. همه دیوانه‌وار و سراسیمه در جستجوی سعادت خویش به این سوی و آن سوی چنگ می‌اندازیم و نمی‌دانیم سعادت ما در کجا واقع شده است. سعادت ما در سعادت و مسرّت دیگران است. به یک دست سعادت آنها را به آنها بدهید و سعادت خود را از دست دیگر بگیرید.»

 

برگرفته از : http://www.choolab.ir/
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ 01 Khordad 94 ، 06:21
سین الف میم
روایت شده که روزى حضرت امیر علیه السّلام بر فراز منبر مسجد کوفه پس از حمد و ثناى الهى فرمود: اى مردم! گناهان سه قسمند، سپس ساکت شد، شخصى پرسید: یا على علیه السّلام فرمودى گناهان سه قسمند و ساکت شدى؟

فرمود:آرى مى‏خواستم آن را توضیح دهم ولى چیزى به ذهنم رسید، که فاصله بین کلام شد، آرى گناه سه قسم است: گناهى که آمرزیده مى‏گردد و گناهى که آمرزیده نمى‏گردد، و گناهى که هم صاحبش بیم دارد و هم امید، عرض شد  برایمان آن را روشن کن؟

فرمود: آرى گناهى که در دنیا کیفرش را بنده مى‏بیند و خداوند بردبارتر از این است که دو بار بنده را کیفر دهد.

و اما گناهى که بخشیده نمى‏شود، ستم به بندگان خداست، که خداوند سوگند یاد کرده که آن را نیامرزد، اگر چه به آهستگى مشتى بر کسى زده باشند، و یا دستى به سر و صورت انسان یا حیوانى کشیده باشند،

  پس خدا در قیامت آن را قصاص مى‏کند تا مظلمه‏اى به گردن کسى نماند.

اما گناه سوم، گناهى است که خداوند آن را بپوشاند و توبه را روزى وى سازد و همواره از گناه خود ترسان است و امید رحمت دارد، پس ما هم براى او جاى امیدوارى مى‏بینیم.
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ 01 Khordad 94 ، 06:17
سین الف میم
در بازار قدیم ترخوران و تفرش و آشتیان پیشه‌هایی مانند عطاری، دوافروشی، قماش فروشی، صحافی، دوزندگی و غیره رواج داشت که این پیشه‌وران علاوه بر کالاهای خود، کتاب هم به فروش می‌رساندند. از پیشگامان کتاب‌فروشی در شهر می‌توان میرزا محمدعلی پسر احمد آشتیانی (زنده به سال ۱۳۱۱

خورشیدی) (از صحافان شهر)، کربلایی محمود بازرجانی در محلهٔ فَم، و مشهدی محمدحسین جعفری در بازار ترخوران تفرش را نام برد

[۵۷] با گذر زمان دکان‌های دوگانه‌فروش بیشتر به شکل کتاب‌فروشی درآمدند و در آن‌ها علاوه بر کتاب نشریاتی مانند

حبل‌المتین، صور اسرافیل، فرنگستان، ملت، وقایع اتفاقیه به مشتریان عرضه می‌شد.[۵۷] شهر تفرش در دههٔ ۱۳۷۰ خورشیدی دارای چهار فروشگاه کتاب بود. از کتاب‌فروشی‌های قدیمی تفرش می‌توان به این‌ها اشاره کرد:

کتاب‌فروشی حاج شیخ ابوالقاسم حیدری در محلهٔ فم

کتاب‌فروشی سِیّد جواد میرحسینی در محلهٔ ترخوران

کتاب‌فروشی مشهدی محمدحسین جعفری در محلهٔ ترخوران

کتاب‌فروشی آقا سِیّد موسی.[
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ 30 Ordibehesht 94 ، 11:38
سین الف میم
دلم گرفته برایت... مگر نمی دانی !
چرا برای‌ دلم یک غزل نمی‌خوانی؟

غزل بخوان که بمیرد میان سینه من
غم سکوت خیابان ، غمی‌ که می‌دانی‌

و بغض پنجره بشکن، ببین چه کرده غمت
به این دو وادی‌ وحشت، دو چشم بارانی‌

بیا غزل به فدایت! درانتظار توام
بیا صفای‌ تبستان! تب زمستانی‌!

ببر مرا به نگاهی، ببر مرا گم کن
نشان نمانده برایم... خودت که می‌دانی‌

بیا که پر زند از دل به موج چشمانت
کلاغ شب زده یعنی‌ غم پریشانی‌

و باورت بکند بار دیگر این دل من
دل شکسته‌ی‌ ساده....مگر نمی دانی ؟!
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ 30 Ordibehesht 94 ، 06:25
سین الف میم
۵- «جاناتان، مرغ دریایی» ریچارد باخ: نمی‌دانم این کتاب را خوانده‌اید یا نه. اما بودن این کتاب در فهرست کتاب‌هایی که بارها از سوی ناشران رد شدند، آدم را نگران می‌کند که نکند شاهکارهای دیگری هم بوده باشند که در طول سالیان، با همین مشکل مواجه بوده باشند و نویسنده‌شان به خاطر سرخوردگی یا برعکس غرور، آنقدر سماجت و اصرار دوباره برای چاپ اثر را نداشته باشد.

جوناتان لوینگستون مرغ دریایی جوانی است که علاقه‌ای ندارد با دیگر اعضای گله‌اش بجوشد. او گمان می‌برد که -به عنوان یک پرنده- هدف او از خلقت چیزی بیش از روزمرگی و دعوا بر سر تکه‌های ماهی است. جوناتان اعتقاد دارد که باید سعی کند تا بر تمام محدودیت‌های پروازی خود غلبه کند تا به یک پرنده واقعی تبدیل شود و آرامش بیابد …

این کتاب بارها توسط ناشران مختلف در ایران ترجمه و چاپ شده است.

۶- لوئیس لامور که به سبب نوشتن رمان‌های وسترن و فیلم‌های متعددی که از روی این رمان‌های ساخته شده، مشهور بود، قبل از موفقیت ۲۰۰ بار ناکام شد.

۷- «متأسفیم آقای کیپلینگ، ولی شما نمی‌دانید که چگونه از زبان انگلیسی استفاده کنید.»

این پاسخی بود که آقای رودیارد کیپلینگ در سال ۱۹۸۹ از مسئولان نشریه سان فرانسیسکو اگزامینز دریافت کرد.

اما ۱۹ سال بعد، زمانی که او ۴۳ ساله بود، آکادمی نوبل به خاطر «قدرت مشاهده و تخیل پیشرو و اثر به اوج رسیده مفاهیم و هنر توصیف» او را برنده جایزه نوبل ادبیات معرفی کرد. همان سال دانشگاه‌های دورهام و آکسفورد و سال بعد دانشگاه کمبریج به وی درجات افتخاری اهدا کردند.

از کیپلینگ تا جایی که می‌دانم کتاب «پسر جنگل» به فارسی ترجمه شده است.

۸- اما بسیار بامزه است بدانید که روزی منتقدی به اسکات فیترجرالد گفته بود، کتاب گتسبی بزرگ او اثر فاخری است، اگر از شر کاراکتر گتسبی راحت شود.
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ 30 Ordibehesht 94 ، 06:20
سین الف میم
۱- مادلین لنگل و کتاب چینشی در زمان: مادلین لنگل نویسنده پرکاری بود، او بیش از ۶۰ رمان، کتاب شعر و شرح حال در طول ۸۸ سال زندگی خود نوشت. کتاب چینشی در زمان او که در مورد مفقود شدن پدر دانشمند یک دختر جوان است، در سال ۱۹۶۲ برنده جایزه نیوبری شده است. اما جالب است بدانید وی قبل از اینکه این اثرش چاپ شود، آن را برای مطالعه به ۲۹ ناشر مختلف سپرده بود و هیچ کدام از آنها کتاب را سزاوار چاپ ارزیابی نکردند!

۲- کلایو استیپلز لوئیس، خالق سرگذشت نارنیا: این نویسنده مشهور ایرلندی هم قبل از پذیرش اولین اثرش بارها سرخورده شد. این بار منظور من از بارها چند ده بار نیست، بلکه ۸۰۰ بار است!

کتاب‌های تألیفی او البته طیف گسترده‌ای دارند و تنها منحصر به کتاب‌های نوجوانان نیستند، او در درباره الهیات مسیحی و ادبیات قرون وسطا و دوران رنسانس هم مطلب نوشته است.

۳- مارگارت میچل و بر باد رفته: جالب است که کتاب مشهور بر باد رفته مارگارت میچل که کمتر کسی است که کتاب‌اش را نخوانده باشد یا فیلم اقتباس شده از آن را ندیده باشد، پیش از انتشار ۲۵ بار توسط ناشران رد شده بود.

۴- ذن و هنر نگهداری از موتور سیکلت: این کتاب را «رابرت ام پیرسیگ» نوشته است. کتاب، رمان به ظاهر ساده‌ای است که سفر ۱۷ روزه دو زوج ، یکی زن و شوهر و دیگری پدر و پسر را در چند ایالت آمریکا توصیف می‌کند، اما در این قالب ساده، دارای معانی فلسفی نیز است. این کتاب در سال ۱۹۷۴ نوشته شده است و تا به حال پنج میلیون نسخه از آن به فروش رسیده است. اما قبل از چاپ ۱۲۱ بار از سوی ناشران مختلف رد شد!
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ 30 Ordibehesht 94 ، 06:18
سین الف میم
بر سر گور کشیشی در کلیسای وست مینستر نوشته شده است:کودک که بودم می خواستم دنیا را تغییر دهم. بزرگتر که شدم متوجه شدم دنیا خیلی بزرگ است من باید انگلستان را تغییر دهم.

بعدها انگلستان را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم. در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول كنم. اينك كه در آستانه مرگ هستم مي فهمم كه اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم، شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم!!!
براي ايجاد تغيير در محيط، بايد ابتدا محدوده تحت نفوذ خود را شناسايي كرده و سپس براي ايجاد تغيير در آن محدوده، برنامه ريزي و اقدام نمود.
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ 30 Ordibehesht 94 ، 06:13
سین الف میم
امام رضا (ع) فرمود: چنانچه مردم خوراك خویش را كم كنند و پرخوری ننمایند، بدن های آن ها دچار امراض مختلف نمی شود.
(مستدرك الوسائل، ج 2، ص 155، ح 30)
امام سجاد(ع):
چنانچه شخصی درباره تو بدگویی كند و سپس برگردد و پوزش طلبد، عذرخواهی و پوزش او را پذیرا باش.
«مشكاة الأنوار، ص 229»
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ 29 Ordibehesht 94 ، 13:00
سین الف میم