مجله فرهنگی پاپیروس

بسم الله الرحمن الرحیم

مجله فرهنگی پاپیروس

بسم الله الرحمن الرحیم

مجله فرهنگی پاپیروس
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «قضاوت» ثبت شده است

از همان روز اولی که به کلاس رفتم و دانشجوها پیش پام بلند شدند همین که نگاهم به او افتاد ازش بدم اومد. همین طور بی دلیل دشمنش شدم البته بی دلیل که نبود، دلیلش رو فقط خودم میدونستم و به هیچکس هم نگفتم. جرات نداشتم که بگویم اما حقیقت این بود که با دیدن "جسی" که پیدا بود دختر یه خانواده فقیره، دوران سخت کودکی خودم که مانند او فرزند یک خانواده فقیر بودم یادم می آمد. آن روزها را با کمک بعضی ها هر طور که بود گذراندم و درسم رو ادامه دادم تا امروز که استاد دانشگاه بودم... اما چون دوست داشتم گذشته ام رو فراموش کنم هر چیزی که آن ایام را تداعی میکرد از سر راه کنار میزدم... درست مثل جسی که بالاخره یک بهانه از او گرفتم و چقدر خجالت کشیدم آن روز که مادر پیر جسی به دانشگاه آمده بود تا رضایت مرا برای باز گرداندن دخترش به دانشگاه بگیرد. اری خجالت کشیدم چون مادر جسی همان فراش مدرسه ام بود که هر روز(چون میدونست من با شکم گرسنه به مدرسه می آیم) وقت ظهر از غذای خودش شکم مرا سیر میکرد......



۱ نظر 22 Dey 94 ، 12:06
سید امیر مسعود سرآبادانی

قدامه بن مظعون ، شراب نوشید، عمر تصمیم گرفت بر او حد جارى کند، قدامه به عمر گفت : حد بر من روا نیست . زیرا خداوند در قرآن مجید مى فرماید: لیس على الذین آمنوا و عملوا الصالحات جناح فیما طعموا بر آنان که ایمان آورده اند و کردار شایسته انجام داده اند، گناهى نیست در آنچه خورده اند، هرگاه بپرهیزند و ایمان بیاورند و کارهاى شایسته بکنند.

پس عمر از او صرفنظر کرد. امیرالمومنین علیه السلام این را شنید نزد عمر رفت و به وى فرمود: چرا به قدامه حد نزدى ؟
عمر: قدامه این آیه را برایم خواند و خود را از مصادیق آن دانست .
على علیه السلام : قدامه از مصادیق این آیه نیست ؛ زیرا کسانى که ایمان آورده و کردار نیک انجام مى دهند هرگز حرامى را حلال نمى شمرند، اینک قدامه را برگردان و او را از آن گفتارش توبه بده و بر او حد جارى کن . و اگر توبه نکرد او را به قتل برسان ؛ زیرا از اسلام خارج شده است .
عمر به خود آمد و قدامه را طلبید، و چون قدامه از جریان باخبر شد نزد عمر اظهار ندامت و توبه کرد و عمر از حکم قتلش درگذشت و آنگاه که خواست به او تازیانه بزند مقدارش را نمى دانست ، باز از آن حضرت راهنمایى خواست .
على علیه السلام به او فرمود: حدش هشتاد تازیانه است ؛ زیرا کسى که شراب نوشد مست مى شود، و در آن هنگام هذیان مى گوید و به مردم تهمت مى زند و حد تهمت ، هشتاد تازیانه است . پس عمر طبق دستور آن حضرت عمل کرد .
۱ نظر 18 Aban 94 ، 21:23
سید امیر مسعود سرآبادانی