مجله فرهنگی "دست از طلب ندارم"

بسم الله الرحمن الرحیم

مجله فرهنگی "دست از طلب ندارم"

بسم الله الرحمن الرحیم

مجله فرهنگی "دست از طلب ندارم"

خوش آمدید...با من همسفر شوید...بخوانید و لذت ببرید و ...تغییر کنید!

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۱۵ مطلب با موضوع «جملات قصار» ثبت شده است

بارالها…
از کوی تو بیرون نشود
پای خیالم
نکند فرق به حالم ....
چه برانی،
چه بخوانی…
چه به اوجم برسانی
چه به خاکم بکشانی…
نه من آنم که برنجم
نه تو آنی که برانی..
نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی
در اگر باز نگردد…
نروم باز به جایی
پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی
کس به غیر از تو نخواهم
چه بخواهی چه نخواهی
باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی
۱ نظر 24 Mordad 94 ، 02:01
سید امیر مسعود سرآبادانی
متن زیر قسمتی از نامه دکتر علی شریعتی است که در کتاب آری این چنین بود برادر آورده است.مخاطب نامه بردگانی هستند که دکتر شریعتی (به هنگام بازدید از اهرام مصر و مشاهده شکوه و عظمت آنها و همچنین نقل قول راهنما توریست ها که از رنج هایی که بردگان در آن زمان متحمل می شدند) بر آن شد تا نامه ای به آن بردگان بنویسند:

ما اکنون، به ظاهر برای کسی بیگاری نمی کنیم، آزاد شده ایم، بردگی برافتاده است.اما به بردگی یی بدتر از سرنوشت تو محکوم شده ایم. اندیشه ما را برده کرده اند. دلمان را به بند کشیده اند و اراده مان را تسلیم کرده اند، و ما را به عبودیتی آزادگونه پرورده اند و با قدرت علم، جامعه شناسی، فرهنگ، هنر، آزادیهای جنسی، آزادی مصرف و عشق به برخورداری و فرد پرستی، از درون و از دل ما، ایمان به هدف، مسئولیت انسانی و اعتقاد به مکتب او را پاک برده اند. و اکنون برادر، ما در برابر این نظام های حاکم، کوزه های خالی زیبایی شده ایم که هر چه می سازند، می بلعیم.
۲ نظر 03 Tir 94 ، 03:37
سید امیر مسعود سرآبادانی


الهی...تقوایی ده که از دنیا ببریم....روحی ده که از عقبی برخوریم...یقینی ده که در آز بر ما باز نشود...و قناعتی ده تا صعوه حرص ما باز نشود.....
الهی...دانایی ده که از راه نیفتیم و بینایی ده تا در چاه نیفتیم...دست گیر که دستاویزی نداریم...بپذیر که پای گریزی نداریم...
خواجه عبدالله انصاری
۰ نظر 17 Farvardin 94 ، 18:24
سید امیر مسعود سرآبادانی
.


از دشمن خود یکبار بترس و از دوست خود هزار بار.((چارلی چاپلین))   ...........   انسان اگر فقیر و گرسنه باشد، بهتر از آن است که پست و بی عاطفه باشد.((چارلی چاپلین))   ..........   اگر شاد بودی آروم بخند تا غم بیدار نشه و اگر غمگین بودی آروم گریه کن تا شادی ناامید نشه.((چارلی چاپلین))   ..........   درخشانترین تاجی که مردم بر سر می نهند، در آتش کوره ها ساخته شده است.((چارلی چاپلین))   ..........   خودپسندی زنها بزرگترین علت بدبختی ایشان و نابودی خانواده هاست. هیچ چیز به اندازه خودپسندی زنها بنیان خانواده ها را ویران نکرده است.((چارلی چاپلین))  ........... با پول میتوان خانه خرید ولی آشیانه نه/رختخواب خرید ولی خواب نه/ساعت خرید ولی وقت نه/میتوان کتاب خرید ولی دانش نه/مقام خرید ولی احترام نه/دارو خرید ولی سلامتی نه/خون خرید ولی زندگی نه/و بالاخره میتوان قلب خرید ولی عشق را هرگز((چارلی چاپلین)) .......... افسوس هر چه سعی کردم مردم بفهمند،فقط خندیدند...((چارلی چاپلین))
۰ نظر 09 Farvardin 94 ، 08:44
سید امیر مسعود سرآبادانی


دکتر علی شریعتی انسان‌ها را به چهار دسته تقسیم کرده است: ١ـ آنانی که وقتی هستند، هستند و وقتی که نیستند هم نیستند. عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.   ٢ـ آنانی که وقتی هستند، نیستند و وقتی که نیستند هم نیستند. مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت‌شان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌‌شان یکی است.   ٣ـ آنانی که وقتی هستند، هستند و وقتی که نیستند هم هستند. آدم‌های معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.   ٤ـ آنانی که وقتی هستند، نیستند و وقتی که نیستند هستند. شگفت‌انگیز‌ترین آدم‌ها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم، باز می‌شناسیم، می فهمیم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می‌آید که چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد این‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.
۰ نظر 08 Farvardin 94 ، 07:40
سید امیر مسعود سرآبادانی


ارد بزرگ : در سرزمینی که آذرخش و طوفان میدان داری می کنند کسی به فکر فردا نیست . ارد بزرگ : تنها کسانی شایسته هستند که اشتباهی را دو بار انجام نمی دهند . ارد بزرگ : هیچگاه به دروغگویان میدان کارگزاری ندهید ، با وجود این که توانایی انجام آن را بهتر از هر کسی داشته باشند . ارد بزرگ : کسی که ترازوی راستی در وجودش همواره به یک سو سنگین است ، نمی تواند از خشم دست بردارد چون خشم و زور تنها ابزار ناراستی برای ماندن است . ارد بزرگ : کسانی که بیم از دست دادن جایگاه خویش را دارند ، همواره فریاد می کشند . ارد بزرگ : کسی که زبانش پیش از اندیشه او می جنبد ، باید همواره بدنبال دوستان تازه باشد . ارد بزرگ : بهبودی زخم شمشیر بسیار تندتر از زخم دل آزرده است. ارد بزرگ : غم ، می تواند از پایمان درآورد و اگر خود ساخته باشیم نیروی سرفرازیمان خواهد شد . ارد بزرگ : در هنگامه رستاخیز و غرش آذرخش مردمان ، خموش باش چرا که سخنت را پژواکی نیست . ارد بزرگ : تنها میهمانی را بپذیرید ، که بتوانید بدرقه اش کنید .
۰ نظر 07 Farvardin 94 ، 08:52
سید امیر مسعود سرآبادانی
میخواهم برگردم به روزهای کودکی
آن زمان ها که:پدر تنها قهرمانمان بود
عشق تنها در آغوش مادر خلاصه میشد
بالا ترین نقطه شانه های پدر بود
بد ترین دشمنانم خواهر و برادرم بودند
تنها دردم زانو های زخمی ام بودند
تنها چیزی که میشکست اسباب بازی هایم بود
ومعنای خداحافظی تا فردا بود...!
۰ نظر 07 Farvardin 94 ، 07:49
سید امیر مسعود سرآبادانی

چه مهمان های بی درد سری هستند مردگان

نه به دستی ظرفی را چرک می کنند
نه به حرفی دلی را آلوده
تنها به شمعی قانعند
و اندکی سکوت...
حسین پناهی
۰ نظر 07 Farvardin 94 ، 07:35
سید امیر مسعود سرآبادانی
برای خوشبخت شدن زندگی خود را به یک "هدف"گره بزنید نه به"آدمها"...
۰ نظر 07 Farvardin 94 ، 05:59
سید امیر مسعود سرآبادانی
به هیچ کس و هیچ چیز در دنیا دل نبند...حتی سایه ات در تاریکی تو را تنها میگذارد...
۰ نظر 06 Farvardin 94 ، 07:45
سید امیر مسعود سرآبادانی